يارانه‏ها در ايران از ابعاد اقتصادي و فقهي 

 

بيژن  بيدآباد[1]

 

 

مقدمه

در اكثر قريب به اتفاق كشورهاي جهان، دولتها براي حمايت از گروههاي خاص اجتماعي، اقتصادي و سياسي مزايائي قائل مي‏شوند كه با توسل به اين مزايا آن گروهها بتوانند موجبات رشد و توسعة خود را فراهم بياورند. طبقة وسيعي از اين حمايتها يارانه‏ها مي‏باشند كه مي‏توانند به صورت آشكار و پنهان و يا مستقيم و غيرمستقيم به گروههاي مورد نظر انتقال يابند يارانه‌هاي مستقيم به آن گروه از پرداختهاي انتقالي گفته مي‏شود كه بطور مستقيم جهت حمايت از افراد مورد نظر به آنها پرداخت مي‏شود. انواع و اقسام پرداختهاي حمايتي درآمدي، كمك هزينه‏ها، كالا برگها (كوپن ارزاق) كه عملاً  طيف وسيعي از پوششهاي يارانه‌اي را شامل مي‏شوند در گروه يارانه هاي مستقيم قرار مي‏گيرند. يارانه‌هاي غيرمستقيم به انحاء مختلف ديده مي‏شوند و غالباً از طريق پايين نگاه داشتن قيمت كالاها و خدمات مورد نظر به گروههاي مختلف اجتماعي يا اقتصادي انتقال مي‏يابند. بدين ترتيب دولتها با پايين آوردن قيمت برخي از كالاها، مصرف كنندگان آن كالاها را در مصرف آنها ياري مي‏نمايند. يارانه‌هاي مستقيم غالباً از جمله يارانه‌هاي آشكار مي‏باشند و يارانه‌هاي غيرمستقيم در زمرة يارانه‌هاي پنهان طبقه بندي مي‏شوند. از لحاظ اقتصادي  يارانه‏ها به طور عمده دو گروه بزرگ توليد كنندگان و مصرف كنندگان را در بر مي‏گيرند. يارانه‌هاي توليدي با اين هدف وضع و پرداخت مي‏شوند كه توليد كننده را از سمت هزينه هايش ياري نموده و عملاً باعث شود كه هزينه توليد كالا يا خدمت نازلتر و اجراي اين سياست حمايتي خود سبب تشويق توليد كنندگان در زمينه مورد نظر گردد. يارانه‌هاي مصرفي با اين هدف وضع و پرداخت مي‏شوند كه با پايين آوردن قيمت كالاها و خدمات و يا افزايش درآمد مصرف كننده وي را در درجة بالاتري از برخورداري از كالاهاي مصرفي قرار دهد. در كنار اين دو گروه عمده از يارانه ها مي‏توان به يارانه هاي اجتماعي نيز اشاره نمود كه به نحوي در دو گروه عمدة يارانه‌هاي توليدي و مصرفي جاي مي‏گيرند ولي ماهيت آن با تفاوت كمي در جهت بسط و توسعه فعاليتهاي اجتماعي مي‏باشد. پرداخت يارانه‌هايي در زمينة درمان، آموزش در سطوح مختلف، اشتغال، تربيت بدني و امثالهم همه را مي‏توان در اين طبقه دسته بندي نمود. گر چه از لحاظ كلي اينگونه يارانه‌ها بيشتر در دستة يارانه‌هاي مصرفي جاي دارند زيرا مصرف كننده را در ابتياع اين گونه كالاها و خدمات ياري مي‏نمايد.

يارانه‏هاي عمده در ايران

عمدة يارانه‏ها در ايران در قالب يارانه‏هاي انرژي، يارانه‏هاي كالاهاي اساسي و برخي يارانه‏هايي در زمينة مواد واسطه‏اي نظير كود شيميايي و بذر طبقه‏بندي مي‏شوند. گرچه اين طبقه‏بندي جزء بسيار كمي از يارانه‏ها مي‏باشد اغلب مورد استناد تحليلگران اقتصادي در اين زمينه واقع مي‏شود. بطور كلي بايد گفت پائين نگاه داشتن نرخ ارز يا به عبارت اقتصادي آن بيش از ارزش بودن پول ملي(Overvaluation) به مثابه يارانة عظيمي است كه از طريق بخش تجارت خارجي و ارزي كشور به آحاد مختلف مصرف كنندگان و توليد كنندگان تعلق مي‏گيرد، تخصيص ارز به نرخهايي پائين‏تر از نرخ بازار آزاد ارز به بخش‏هاي دولتي و غيردولتي خود نيز يارانة بسيار عظيمي را تشكيل مي‏دهد كه غالباً مورد احتساب واقع نمي‏شود و برآوردي در اين زمينه ارائه نشده است. در شرايطي كه اقتصاد كشور از قيمت‏گذاري دولتي برخوردار باشد و مكانيسم عرضه و تقاضا در تعيين قيمت كالاها و خدمات نقش تعيين كننده‏اي نداشته باشد و انواع و اقسام قيمت‏گذاري‏هاي دولتي و قيمت‏هاي سايه‏اي و نرخ‏هاي ترجيحي و برنامه‏اي در آن گسترش يافته باشد حجم يارانه‏هاي پنهان بشدت زياد خواهد بود كه حتي براحتي نمي‏توان ميزان آن را برآورد نمود. علت اين مشكل در اين است كه قيمت مبنايي كالاها و خدمات در هنگامي كه اقتصاد مي‏توانست در شرايط رقابت آزاد و قيمت‏گذاري آزاد عمل نمايد مجهول مي‏باشد. قيمت‏گذاري كالاها و خدمات، مبارزه با گراني، نرخ‏هاي ارز غيرواقعي، نرخهاي سود بانكي تعييني كه همگي با توجه به ملاحظات مختلف تعيين و مورد استفاده واقع مي‏شوند همگي از مصاديق اين موضوع مي‏باشند كه حجم عظيم آنها برآورد نگرديده است.

ارقام موجود در مورد ميزان يارانه‏ها در بخش‏هاي انرژي و كالاهاي اساسي و دارو به عنوان برآوردهاي جزئي از كل رقم يارانه‏هاي پرداختي خود حكايت از بزرگي حجم يارانه‏ها در ايران است. براساس برآورد سازمان برنامه و بودجه ميزان يارانه پرداختي فقط در بخش‏هاي انرژي و كالاهاي اساسي و دارو در سال 1377 با احتساب نرخ ارز واريزنامه‏اي در همان سال (5800 ريال به ازاء هر دلار آمريكا) از كل بودجة عمومي كشور تجاوز مي‏نمايد. جدول شمارة (1) اجزاء اين يارانه‏ها را نشان مي‏دهد. جمع كل پرداختهاي بودجه عمومي كشور در سال 1377 برابر با رقم 79901 ميليارد ريال بود كه حدود 7000 ميليارد ريال از ميزان يارانه برآورد شده در جدول (1) بابت انرژي و كالاهاي اساسي و دارو كمتر مي‏باشد. بزرگي رقم يارانه پرداختي در سال 1377 فقط با احتساب نرخ ارز واقعي‏تر مشهود شد. حال اينكه چنانچه بجاي قيمت‏هاي داخلي قيمت‏هاي بين‏المللي و به جاي نرخ ارز واريزنامه‏اي نرخ ارز بازار آزاد را در فرآيند محاسبات بكار بريم و مابه‏التفاوت رقم مربوط به سود كلية تسهيلات اعتباري سيستم بانكي از نرخ بهره بازار غيرمتشكل پولي را بر سر جمع محاسبات اضافه كنيم و مابه‏التفاوت نرخ‏گذاري كالاها و خدمات دولتي و غير دولتي را از نرخ بازار آزاد آنها محاسبه و بر سرجمع اخير اضافه نمائيم عظمت رقم يارانه پرداخت شده بروز خواهد كرد. گرچه بسياري از خدمات دولتي از قبيل خدمات آموزشي در كليه سطوح مقدماتي تا عالي، ‌بهداشت و درمان و بسياري خدمات مشابه كه رقم عمده‏اي را تشكيل مي‏دهند همه مي‏توانند به نحوي در كمك‏هاي رايانه احتساب شوند كه جمع و درج همة اينها نشان خواهد داد كه فعاليت اقتصادي در ايران از بعد مكانيسم‏هاي اقتصادي كاملاً دور و بشدت وابسته به يارانه‏هايي است كه در جميع جهات اقتصاد رسوخ دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (1) برخي يارانه‏ها در سال 1377 با احتساب نرخ ارز واريزنامه‏اي

يارانه انرژي

 

يارانه با نرخ ارز واريزنامه‏اي ميليارد ريال

سهم %

بنزين موتور

10414

9/11%

نفت سفيد

10364

9/11%

نفت گاز

20073

0/23%

نفت كوره

3661

2/4%

گاز مايع

3232

7/3%

گاز طبيعي

7400

5/8%

برق

16490

9/18

جمع

71634

1/82%

يارانه كالاهاي اساسي و كود شيميايي

گندم

7428

5/8%

برنج

714

8/0%

شكر و قند

1531

7/1%

روغن

1132

3/1%

گوشت

422

4/0%

شير

279

3/0%

بذر و واكسن دامي

733

8/0%

چاي

30

0/0%

خدمات

36

0/0%

كودشيميايي

1224

4/1%

جمع

13529

2/15%

يارانه دارو

دارو

1819

1/2%

جمع

86982

100%

مأخذ: برنامة سوم، پيوست شمارة‌2، جداول صفحه 112 سازمان برنامه و بودجه

هدفمندي يارانه

يكي از مهمترين مسائل در سياستگزاريهاي يارانه‏ها هدفمند نمودن آنهاست و غالباً اين كار به سختي و با ناكارايي زياد صورت مي‏گيرد. بطوريكه هميشه گروههايي ناخواسته از يارانه‏ها بهره‏مند مي‏شوند كه گاهاً بهره‏مندي آنان بسيار بيشتر از گروههاي هدف مي‏باشد. در يكي از بررسي‏هايي كه در مورد سهم برخورداري دهك‏هاي مختلف درآمدي از يارانه برخي كالاهاي منتخب مشمول يارانه انجام شده حاكي از آن است كه ميزان استفادة دهك‏هاي پردرآمد جامعه در ايران بيشتر و گاهاً تا چندين برابر از دهك‏هاي كم درآمد و فقير مي‏باشد. جدول (2) سهم دهك‏هاي درآمدي دهگانه از يارانه كالاهاي منتخب در سال 1375 را نشان مي‏دهد.

جدول (2)سهم دهك‏هاي درآمدي از يارانه كالاهاي منتخب در سال 1375

 

سهم از يارانه بنزين

سهم از يارانه نفت سفيد

سهم از يارانه دارو

سهم از يارانه نان

دهك اول

3/1

4/4

8/3

2/6

دهك دوم

2/1

7/6

8/6

4/8

دهك سوم

2/3

7/8

6/7

5/8

دهك چهارم

9/3

6/8

9/8

9/9

دهك پنجم

7/4

1/10

0/9

7/9

دهك ششم

4/6

3/11

6/10

6/10

دهك هفتم

2/8

6/11

7/10

0/11

دهك هشتم

3/10

1/12

8/12

3/11

دهك نهم

0/18

7/12

9/12

8/11

دهك دهم

8/41

1/16

5/17

5/12

جمع

100%

100%

100%

100%

مأخذ: برنامة سوم، پيوست شمارة 2، جلد اول صفحة 115، سازمان برنامه و بودجه.

مستحقين دريافت يارانه از بعد فقهي

   با ملاحظاتي شايد بتوان يارانه را در رديف مفاهيم صدقه لااقل از بعد دريافت كنندگان آن دانست. چنانچه اين تطبيق نزديك به صحت تلقي شود مي‏توان موضوع هدفمندي يارانه را از آن استنباط نمود. در آيه 60  سوره توبه در قرآن كريم آمده است: «انما الصدقات للفقراء والمساكين و العاملين عليها و المولفه قلوبهم و في الرقاب و الغارمين و في سبيل الله و ابن السبيل فريضة من الله و الله عليم حكيم» (جز اين نيست كه صدقات براي بينوايان و مسكينان و كارگزاران بر آنها و دل بدست آوردگان و آزاد كردن بردگان و وامداران و در راه خد و راه ماندگان واجب است از خدا و خدا داناي حكيم است).

در آية فوق هشت گروه را مستحق دريافت صدقات دانسته است. به عبارت ديگر اين طبقه‏بندي شامل موارد زير است كه شرح آن در كتب فقهي آورده شده است.

1-    فقير: كسي كه قادر نيست بالفعل يا بالقوه قوت ساليانه خود را تامين نمايد. (نگاه كنيد به ذيل آيه 60 سوره توبه تفسير بيان السعاده في مقامات العباده تاليف جناب ملا سلطانمحمد گنابادي سلطانعليشاه).

2-    مسكين: كسي كه قادر نيست حركت كند و نيازهاي خود را برآورده نمايد ( نگاه كنيد به ذيل آية 83 سوره بقره همان تفسير).

3-    كارگزاران بر آنها: كساني كه در امر صدقات استخدام مي‏شوند و براي اين عمل اجرت مي‏گيرند.

4-    مؤلفه قلوبهم: دوستي و دلجويي دلها براي حفظ ثغور مسلمين يا استماع آيات قرآن و احكام توسط مسليمن تا به ايشان شناسانده شود كه محمد رسول خداست.

5-    بردگان : برده‏اي كه تحت فشار است يا شخصي كه قراردادي دارد و عاجز از پرداخت آن است و همچنين آن چيزهائي كه الزام پرداخت آنها از كفارات براي مسلمين وجود دارد ولي قادر به پرداخت آن نيستند.

6-    بدهكاران: كساني هستند كه استطاعت پرداخت دين خود را در چيزهائي كه خداوند در آنها اجازه نداده است ندارند.

7-    در راه خدا: كوشش و تلاش در كل راههاي خير.

8-    راه ماندگان : مسافري كه در سفر مباح بالفعل و نه بالقوه حتي اگر قادر به قرض براي تهية مؤنه سفر خود باشد نمي‏تواند به وطن خود بازگردد (نگاه كنيد به ذيل آيه 60 سوره توبه همان تفسير).

فقها شروط ويژه‏اي نيز در مورد مستحقين دريافت زكات تعيين كرده‏اند كه وجود اين شروط خود مانع از پرداخت يارانه‏ها به صورت عمومي مي‏باشد. اين امر به معناي استثنائات پرداخت صدقه به هشت گروه فوق است. جزئيات اين موارد در كتب فقهي آورده شده و با توجه به اينكه هركدام از آنها بر اساس تعريفات مختلف مي‏تواند قابل تغيير و تفسير باشد بطوريكه حدود و وسعت مثتثنيات را اضافه و كم نمايد از ذكر و بحث در مورد آنها بدليل اينكه خارج از حوصلة‌ اين مقاله است خودداري مي‏شود. ولي همة موارد مزبور بر اين امر دلالت خواهند داشت كه حكومت اسلامي به طور عمومي مجاز به پرداخت يارانه به همة افراد جامعه يا گروههاي افراد نيست و پرداخت عمومي يارانه‏ها حتي به گروههاي هشتگانه فوق سبب مي‏شود كه افرادي كه مثتثني هستند از يارانه بهره‏مند گردند.

همچنين فارغ از اينكه منابع مالي يارانه از كجا تاًمين شود در آيه 41 سورة انفال در قرآن كريم به گروه ديگري از دريافت كنندگان اشاره مي‏شود: «و اعلمو انما غنيمتم من شي فان لله خمسه و للرسول ولذي القربي واليتاي و المساكين و ابن السبيل ان كنتم امنتم بالله» (و بدانيد آنچه كه بدست آورده‏ايد از چيزي همانا براي خداست پنج يك آن و براي رسول و براي نزديكان و يتيمان و مساكين و راه ماندگان اگر ايمان بياورند به خدا). كه محل‏هايي براي پرداختهاي انتقالي كه شامل يارانه نيز مي‏شود را معين مي‏نمايد. در تفسير شريف بيان السعاده في مقامات العباده تاليف جناب حاج ملا سطانمحمد بيدختي گنابادي اشاره به معاني غنيمت شده و نهايتاً مي‏توان اين استنباط را به فايده يا ثمر روز به روز معني نمود. كه خمس آن براي موارد زير به مصرف مي‏رسد:

1- رسول : شخصي كه از طرف خداوند رسالت دارد.

2- ذوي القربي: امام از آل محمد (ص) كه نزديكان حقيقي مي‏باشند.

3- يتيمان و مساكين و راه ماندگان (از نزديكان رسول كه اين غنيمت براي ايشان بدل از زكات در نظر گرفته شده و آن هم به شرطي كه ايمان (كه درجة بالاتري از اسلام قرار دارد) بياورند به خدا.

چنانچه اين تلقي از يارانه و تطبيق آن با موارد دريافت كنندگان صدقات قريب به صحت تلقي شود، از لحاظ فقهي پرداخت انواع يارانه‏ها موجود چه مستقيم و آشكار و چه غيرمستقيم و پنهان محل بحث قرار مي‏گيرد. به عبارت ديگر با محدود نمودن پرداخت صدقات به هشت گروه فوق بطور كلي پرداخت يارانه‏هاي عمومي در كالاهاي مصرفي و توليدي چه بصورت مستقيم و چه غيرمستقيم حتي در مورد كالاهاي اساسي دچار اشكال است. زيرا از لحاظ فقهي مجوزي نمي‏توان مقرر داشت كه پرداخت يارانه به صورت عمومي بر كالاها تعلق گيرد و فقط پرداخت يارانه قابل پرداخت به افراد مشخص در گروههاي هشتگانة فوق قابل استدلال مي‏باشد. نتيجة كلي اين بحث در تفاوت دريافت كنندگان يارانه است. مبناي پرداخت يارانه از لحاظ فقهي فرد مي‏باشد و نه كالا و نه بخش‏هاي اقتصادي و هدف گذاري يارانه الزاماً بايد بر فرد وضع شود زيرا صدقات همگي به اين نحو هدفمند تعريف شده‏اند.

تحليل اقتصادي هدف گذاري بر فرد يا بر كالا مي‏تواند بسيار مفصل باشد. از بعد كلان اقتصاد به راحتي مي‏توان حسن هدف گذاري يارانه بر فرد را بر هدف گذاري يارانه بر كالا اثبات نمود. چون يارانه‏ها به طور كلي اثرات تخصيص مجدد در منابع دارند و بر اساس «اصل پارتو‌» و نظرية «بهترين دومين» نمي‏توان تخصيص منابعي بهتر از شرايط رقابت كامل در اقتصاد با فروض مختلف آن بدست آورد. به عبارت ديگر با پرداخت يارانه به كالاها عمل تخصيص مجدد منابع اتفاق افتاده و محققاً از لحاظ كارايي اقتصاد در شرايط نازلتري از لحاظ رشد و اشتغال و درآمد و باقي متغيرهاي كلان قرار مي‏گيرد. اصولاً پرداخت يارانه به مصرف كنندگان كالاها به معني حمايت از خريداران كالاها و مصرف كالاها مي‏باشد و اين به معني رسانيدن زيان به توليدكنندگان است. زيرا هزينه توليد كنندگان را مصرف كنندگان تأمين مي‏كنند و در اقتصادي كه به بخش توليد بياهميتي شود بايد توقع داشت كه در آينده با عدم جلب سرمايه و سرمايه‏گذاري مواجه شده و نهايتاً بخش عرضه ضعيف خواهد شد و رشد اقتصادي كشور متحقق نخواهد شد. از طرف ديگر بايد دانست كه افزايش سود توليدكنندگان به مثابه افزايش اشتغال و افزايش پرداخت‏ها به عوامل توليد است كه خود صاحبان عوامل توليد مصرف كنندگان در اقتصاد مي‏باشند. چنانچه سود توليدكنندگان به دليل تخصيص مجدد منابع از طريقي كه ذكر شد كاهش يابد دقيقاً اين كاهش درآمد صاحبان عوامل توليد كه همان مصرف كنندگان كالاها و خدمات هستند به آنها منتقل مي‏شود و اين زيان را مصرف كنندگان از سوي ديگر متحمل خواهند شد.        پرداخت يارانه به توليدكنندگان نيز اثرات مشابهي دارد زيرا اين پرداخت به معني كاهش هزينة توليدكنندگان به صورت تصنعي مي‏باشد و اين كاهش از يك طرف خود به معني قابل رقابت كردن توليد برخي از كالاها و خدمات است كه از لحاظ اقتصادي به صرفه نمي‏باشند. از طرفي خود اين امر سبب كاهش قيمت آن كالاها و خدمات شده كه خود اثر ديگري بر كاهش عمومي درآمد صاحبان عوامل توليد خواهد داشت. بدين معني كه باز مجدداً اثر منفي آن به سمت مصرف كنندگان كالاها و خدمات بازگشت خواهد كرد. نتيجة‌ اين بحث به اين شكل جمعبندي مي‏شود كه يارانه‏هاي عمومي چه توليدي و چه مصرفي به دليل تخصيص مجدد منابع هم به توليد و هم به مصرف زيان رسان هستند و حذف يارانه‏ها از لحاظ اقتصادي بسيار باصرفه‏تر از وضع آنهاست. اين موضوع چه در مورد يارانه‏هاي مستقيم و چه غيرمستقيم صادق است. ولي بعد انساني و اجتماعي قضيه را نمي‏توان فراموش نمود. به هر حال در هر كشوري افرادي هستند كه نيازمند كمك‏هايي مي‏باشند كه بدون اين كمكها و ياري‏ها توان بقا و ادامة حيات و تأمين حداقل معيشت را ندارند و بصورت بالقوه يا بالفعل محروم از توانايي‏هاي كافي هستند مسلماً‌ اين افراد بايد به نحوي مورد حمايت قرار گيرند. اينجاست كه گروههاي هشتگانه فوق مي‏تواند ملاك عمل قرار گيرد و مجوز فقهي نيز در مورد آن صادر شده است. يا بعضي سياستگزاريهايي را در قالب موارد هشتگانه فوق مي‏توان يافت كه از بعد اجتماعي حمايت دولتها را مي‏طلبد و مي‏تواند مشمول يارانه باشد، لذا با توجه به مباحث فوق هدفمندي يارانه چه از لحاظ اقتصادي و چه از لحاظ فقهي فقط و فقط بر افراد مشخص قابل توجيه و دفاع است و هرگونه يارانه عمومي ديگر اثرات مضر ديگري دارد كه شرح كوتاه آن آمد.

 

 

 

 

 

 



[1].            http://www.geocities.com/bijan_bidabad/                       bijan_bidabad@msn.com